تبليغاتX
عشقولانه ها

عشقولانه ها

شعر و مطالب عشقولانه


ارسال شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 22:24

 

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶ پ م)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.

 

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

جشن‌هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.

نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده‌است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است

 

سال نو همگي مبارك و آرزوي سال خوش و خوبي براي همه را دارم


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 15:27

سلام

 

بالاخره کنکور دادم و انتخاب رشته هم کردم و اومدم

 

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 23:1

با سلام وسپاس از همه دوستان که لطف داشتند و سر زدند

چون وقت ندارم نتونستم سر بزنم معذرت میخوام...

آدمك ابرها سياهند
 آدمها چه بي پناهند
همشون مثل مسافر
توي نيمه هاي راهند
لبا بسته ، چشا گريون
همه جا رنگ زمستون
تا دلت بخواد پرنده
همه زخمي، همه بي جون
شبهامون يه تخته سنگه
آسمون كبودي رنگه
مي دوني فاصله نيست
توي سينه دل تنگه
يه طرف راه بسته
يه طرف بغض شكسته
توي كوچه ها خزيدن
با پاي زخمي و خسته
آدمك فايده نداره
پشت در بگن بهاره
وقتي پروانه روي گلها
حس پر زدن نداره
توي اين همه هياهو
منم اينجا نگرونم
جاي دست مهربونش
دست پائيزه، رو شونم
آدمك گلها بي گلدون
خونه درختا ويرون
باغچه ها مثل كويرند
لبهاشون تشنه بارون

از طرف...


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 22:42

با تبريك سال نو و اروزي سال خوشي براي همه...

از طرف...


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 20:25

ارزانياشکي که بي صدا است...پشتي که بي پناه است....دستي که بسته است...پايي که خسته است....دلي را که عاشق است....حرفي را که صادق است....شعري که بي بهاست....شرمي را که آشنا ست.....دارايي من ارزاني شماست

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 20:23

جامه اي بافته ام تار و پودش از عشق خواستم تا به تو هديه کنم ليک ديدم که در آن گوشه باغ لاله اي پنهاني با نسيم گفت : جامه عشق برازنده هر قامت نيست....

 

Welcome to www.Naghmeh.com

 

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 20:22

به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب هاو تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي که تظاهر مي کني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تواي سرنوشت!


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 20:14

محرمی دیگر از راه می‌رسد و بهار اشك دیگری بر عاشقان ولایت، كه در آن غبار از جان‌های خسته خویش زدایند و وجودشان را به عطر حسینی معطر كنند. محرمی كه با نام حسین پیوند خورده و با آمدنش فكرها و دل‌ها متوجه روزی می‌شود كه بزرگ‌ترین روزهای مصیبت است. اشك‌ها در غم برترین انسان‌های عالم جاری می‌شوند.


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت 10:50


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت 10:46

موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم

     موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم

        موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم

          موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم

             حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم.

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت 10:42

دست خودم نيست که دوست دارم هميشه در کنارت باشم ، دستانت را بگيرم ، بر لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگيرم!                                                                            به خدا دست خودم نيست که هر شب به آسمان نگاه مي اندازم و ستاره اي درخشان را ميبينم و به ياد تو می افتم .                                                                                          دست خودم نيست که هر سحرگاه به انتظارت مينشينم تا در آسمان دلم طلوعي دوباره داشته باش

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 21:58

به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت ....به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم ، موندو همدمو مونسم شد


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 21:57

 دنيا را بد ساخته اند ... کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد ... کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ... اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ... و اين رنج است ...

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 12:31

از سینه تنگم دل دیوانه گریزد دیوانه عجب نیست که از خانه گریزد** من از دل و دل از من دیوانه گریزد** دیوانه ندیدم که ز دیوانه گریزد**

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 12:26

 مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن

                                               


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 12:20

عشق يعني فوتبال... اگه يه نفر وارد غشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه. اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره! اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون!!! دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره.

                                                                                                                        


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 15:1

 ديشب وقتي صداي بغض آلود پرنده را شنيدم ، وقتي كه نيايش گل سرخ را بر سجاده چمن نظر كردم ، و نگاه عاشقانه دريا را با ماه ديدم و وقتي كه استقامت كوه را در طوفان ديدم آموختم كه بايد چنين باشم ؛ هنوز هم مي توان اميدوار بود

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 10:49

اخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی هامخواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی هالحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه تو دیگه بر نمی گردی اخر قصه همینه

 

                                                                                             غریبه


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 10:32

گلی از شاخه اگر میچینیم
پرپرش نکنیم و به بادش ندهیم
لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم و شبی چند برگ از آنرا بخوانیم
شاید از باغچه کوچک اندیشه مان
گلی روئید........

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت 23:2

    سال جدید میلادی را  با ارتباطی نو و آسان شروع کنید.

شرکت ایزی فون ارائه کننده سرویس های اینترنت و تلفن بین المللی، همواره بر این باور بوده است که با بهره گیری بهینه از توانایی ها و امکانات خود، بستری مناسب برای ارائه سرویسی متفاوت و درخور شان ایرانی بوجود آورد.

 در همین راستا اصولی که این مجموعه به آن پایبند میباشد عبارتند از

 ·         نهادینه کردن استفاده از فناوری ارتباطی در کشور

 ·         فرهنگ سازی استفاده صحیح از فناوری ارتباطی و استفاده صحیح از آن در کنار مسئولیت پذیری

 ·         استفاده بهینه از امکانات و دانش فنی داخلی

 ·         احترام به مشتری و اصل مشتری مداری

امریکا  کانادا دقیقه ای ۱۹ تومان

برای اطلاعات بیشتر به سایت www.ezphone.iمراجعه کنید.


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 13:21

سال نو میلادی پیشاپیش مبارک

 

      


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 15:20

 

شرمنده ام زبان دلم وا نمی شود

  احساس لال من به تو گویا نمی شود

    می خوانمت به نام نمی دانمت هنوز

      فهمیدنت نصیب دل ما نمی شود

 

 

                             


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 15:12

 

مهم نیست که پیشم نباشی

   مهم نیست که از من جدا شی

      مهم نیست که یادم نباشی

         مهم نیست که دوستم نداشته باشی

            مهم اینه که در قلب من جای داری

                                                             و من دوست دارم .

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 15:8


درخت غم بجانم کرده ريشه         بدرگاه خدا نالم هميشه
عزيزون قدر يکديگر بدونيد               اجل سنگ است و ادم مثل شيشه 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 23:44

هميشه در دلم غوغاست      

 

هميشه طوفاني ازغم در دلم برپاست

 

هميشه پيش دل ياد تو بر صفحه است

 

هميشه ياد تو بر صدر صفحه است

 

هميشه اسم تو يه خط بسته است

 

هميشه اين دل تنها به ياد تو نشسته است

 

هميشه چشم هاي من ................

 

    هميشه دست هاي من...................

 

         هميشه اين دل تنها.............................

 

             توي خونه ي كوچيكش

 

                                           براي قاب كهنه ي خالي اش

 

                                                                               هنوز منتظره اينجا

 

                                                                                                       كه عكسي از تو . توش باشه

 

                                                                                                                    پانیذ

شعری از خودم  تقدیم به کسی که خیلی دوشتش دارم

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:32

هوا گرم و است و          من امشب همين جا        در سكوتي ظالمانه  

 

باز ميگريم

 

نميدانم از چه گويم باز         از چه بنالم باز        دلم پر درد و پر غصه است

 

سرم سودايي آشفته است

 

نميدانم در اين آشفته بازار        در اين بازار داغ عاشقي ها

 

از كه خواهم سهم يك لحظه خوشي را

 

سهم يك لحظه پريدن تا اوج فردا

 

سهم بك لحظه من تنها نبودن

 

سهم يك لحظه

                حتي يه لحظه

 

                                                                با تو بودن 

 

 

 دیشب حالم خیلی بد بود . یکی ناراحتم کرده بود این شعر رو نوشتم . نظر بدید راجع به شعرم اگه خو به بقیه شعر هایم رو هم بذارم .


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 12:42

ابی جون تولدت مبارک

 

تولد ۱۸ سالگی خدا کنه ۱۰۰ سال زنده باشی


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه یکم مرداد 1385 و ساعت 0:20

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست

 

، بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست

 

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست

 

، بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده

 

 

 

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه یکم مرداد 1385 و ساعت 0:17

ميتوني نگاهم نكني اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري

 

 

ميتوني بگي دوست ندارم اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش

 

 

ميتوني از پيشم بري اما نميتوني بگي دنبالم نيا

 

 

پس من نگاهت ميكنم دوست دارم وتا ابد دنبالت ميام

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 18:57


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 18:53

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
 
بی رنگ تر از نقطۀ موهومی بود
این دایرۀ کبود، اگر عشق نبود
 
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
 
در سینۀ هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
 
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
 
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟
 
 
 
 
 

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 23:48

چه عشقي مي تركونن


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 23:46

براي شما

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 23:45

اين عكس ها عشقوليه

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 23:43

وقتی مستانه و بی قرار، بی هیچ حسابی و چشمداشتی ، خود را به دل دریای زندگی می ریزید ، دریای زندگی نیز آغوش خود را به رویت میگشاید و گوهر یگانی به دامانتان می گذارد. اینگونه است تحقق حقیقت ناب زندگی
 

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 23:39

يادمان باشد اگر شاخه گلي چيديم وقت پرپر شدنش سوزو نوايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان باشد ازامروزخطايي نکنيم.گرچه درخود شکستيم صدايي نکنيم

 

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 9:56

این هم چند تا عکس عاشقانه

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 9:47

be ghasam sogand

 

aaftab ra bi darigh mehmanat mikonam

 

 

tanhaiiam ra ke bish az hame doostash daram

 

 

tanhaiiam ra ke bish az hame doostash daram

 

 

mibinamet yekiaz hamin rooza   

 

 

 

از مرد بی ستاره  

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 9:44

ساحل بهانه اي است تا هراز گاهي بغض هايم را در خلوت آن،در پناه صخره ها روي شن هاي نرم و در هيجان موج ها خالي کنم و بگويم دريا دوست داشتني است مانند مادرم و سخاوتمند همانند پدرم دريا هم چون من مجنون و شيدا ست ... افسوس.... که نمي دانم او در فراق کي اين همه ناله مي کند و سرش را به صخرها مي کوبد آه و زاري مي کند. دريا را دوست دارم. زيرا هر گاه تو نيستي .شانه اش پناهگاه اشک هاي من است

 

 

                                                                                    از امیر جون

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 9:43

نگاه تو عشق را برايم معنا ميكند ، محبت را در نگاهت معنا كردم و صداقت را در وجودت احساس و تنها براي قلب تو كه اولين و آخرين حكايت بي انتهاي عشقم هستي مينويسم كه دوستت دارم

 

 

                                                                                                از ابی 

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 و ساعت 9:42

يه جز غم و محنت نديدم همدمي دگر ندارم طاقت غم اين زندگي را دمي دگر بنازم غيرت غم را نگذاشت دمي تنهايم برايم هر دمي اورد با خود همدمي ديگر ز بس از غم و وفا ديدم شدم شرمنده ان هم خدايا خجالت از غم هم برايم شد غمي ديگر

 

 

                                                                                            از دوستم ابی

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 19:2

بشنو همسفر من
از اين قصه تلخ راه دشوار
اي تو تك چراغ اين شب تار
 
اين كه گذشتن از كنار قصه ها نيست
اين كه يه تصوير از سقوط آدما نيست
 
ما بي  تفاوت به تماشا ننشستيم
ما خود درديم اين نگاهي گذرا نيست
 
سفر چه تلخه در امتداد اندوه
حس  كردن مرگ  لحظه  ويراني  كوه
 
همپاي هر بغض  شكستن و چكيدن
از درد غربت بي صدا فرياد  كشيدن
 
بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه درديم
با هم لحظه ها  را گريه  كرديم
 
ما در صداي بي صداي گريه سوختيم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختيم
 
از  مخمل درد به تن  عشق جامه دوختيم
 تا عجز خود را با هم و بي هم شناختيم
 
تنهايي رفتيم به عجز خود رسيديم
با هم دوباره زهر تنهايي چشيديم
 
شايد  در اين راه اگر با هم بمانيم
.وقت رسيدن شعر خوشبختي  بخوانيم
 

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 19:1

 

مي توان با يك گليم كهنه هم
روز را شب كرد و شب را روز كرد
مي توان با هيچ ساخت
مي توان صد بار هم مهرباني را ، خدا را ، عشق را
با لبي خندانتر از يك شاخه گل تفسير كرد
مي توان بيرنگ بود
هم چو آب چشمه اي پاك و زلال
مي توان در فكر باغ و دشت بود
عاشق گلگشت بود
:ميتوان اين جمله را در دفتر فردا نوشت

خوبي از هر چيز ديگر بهتر است
 
 

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 18:55

سلام به دوستان گلم مرسی از همتون

و نظراتتون بچه ها  به نظر شما همین روند عشقولانه را پیش بگیرم ؟؟؟

یا اینکه در کنارش مطالب دیگه رو هم بذارم؟؟؟

نظراتتون واسم مهمه


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 18:42

به یاد داشته باش که طرز فکرهای اشتباه به از دست دادن چیز های مهمی می انجامد

هیچ عزیزی را در حالت عصبانیت تر ک نکن

در تخمین وزن یا سن افراد همیشه کمتر از انچه که حدس می زنی به زبان بیاور

از فرزندانت بخواه که سهم وظایف خود را در خانه انجام بدهند

                                                                                      دوستون دارم


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 14:35

مرا غوغای معنی می کند عشق
دلم خون، با تأنی می کند عشق
حریفش نیستم می دانم آخر
مرا هم ضربه فنی می کند عشق

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 14:34

دلی همرنگ ماهم دادی ای عشق
دو رکعت اشک و آهم دادی ای عشق
همیشه از تو ممنونم که از عشق
به لطف خود پناهم دادی ای عشق

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 14:29

just this

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 14:27

 

عشق من دروغ نیست
 
عشق آن نیست که یک دل را به صد یار دهی!
عشق آن است که صد دل را به یک یار بدهی!
همه می گویند شقایق ها هرگز نمی میرند!
تا مرگ همه شقایق ها دوستت دارم
و بهای آن هرچه که باشد، باشد. من آنرا می پردازم!!!!
خونه قلب من مال توست
چشم من همیشه دنبال توست
از تو خوندن پایان نداره
دور از تو موندن امکان نداره
 
هر روز از تکرار نامت به نفس نفس می افتم
نه به فکر کار دیگه نه به یاد کس می افتم
پاکی عشق تو مثل رنگ سبز نوبهاره
هرچی که قشنگ و زیباست تو رو به یاد من میاره
 
مثل پرواز تخیل قشنگ کودکان
روی برگ پرنیان باورم نوشتمت
و به یاد خاک بارون زده کوچه عشق
تو رو با اشک چشام تو دفترم نوشتمت
آنچنان شکر به درگاه خدا کردم تا
اومدن فرشته ها از آسمون به دیدنت
 
 
 

نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت 14:20

دلتنگی هام فراوونه دل ديگه بی تو داغونه دنيا با اون بزرگی هاش بی تو برام يه زندونه هوای چشمام بارونيه هيچ کس و جز تو ندارم که سر رو شونش بزارم باز مثل ابرهای هوا واسش يه دنيا ببارم

 


نويسنده : [ پانیذ ] موضوع : [ ]
[ ] [ لينک ثابت مطلب ] [ 5 ]